قصاص در جامعه امروزی و تقابل آن با حقوق بشر

سؤال:

به نظر شما حکم قصاص در اسلام در دوره و زمانه ما که بحث حقوق بشر مطرح است، هنوز باید باشد و نباید آن را تعطیل کرد؟

*********************************************************************

پاسخ:

با توجه به آیات قرآن و روایات معتبر وارده از جانب معصومینb قصاص در همه زمان‌ها جاری است و از حقوقی است که شارع مقدس برای نوع بشر در نظر گرفته است، لذا از مصادیق بارز حقوق بشر الهی است و اگر با حقوق بشری که توسط جمعی از انسان‌ها وضع شده است، منافات دارد، باید در این نوع دوم بازنگری کرد، نه این‌که حقوق بشر الهی را تعطیل نمود.

البته توجه به چند نکته مهم است:

۱- آن‌چه از آیات کلام الله و روایات معتبر استخراج می‌شود، این است که حکم قصاص فقط در صورت عمد قاتل در قتل جاری می‌شود و این عمد یعنی تصمیم درونی فرد برای قتل، لذا به نظر حقیر بر خلاف فرمایش جمعی از فقهای بزرگوار ما، اگر فردی بدون قصد درونی، با هر وسیله‌ای و به هر شکلی موجب قتل کسی شد، قصاص جاری نمی‌شود و تنها دیه بر عهده او است.

۲- همان خدایی که قصاص را در شرایط خودش تشریع فرموده و حق اولیای دم دانسته است، توصیه شدید و اکید بر بخشش قاتل داشته است، لذا اگر احتمال پشیمانی قاتل وجود داشته باشد و این بخشش موجب جَری شدن او یا ارتکاب مجدد جنایت از جانب او نباشد، مقبول الله تعالی و مستحب است که این قاتل عفو شود و این عفو، قاعدتا نزد الله عز و جل مأجور خواهد بود. إن شاء الله.
01

سرزنش دیگران و گرفتاری خود

سؤال:

حدیثی داریم که می‌گوید اگر کسی دیگری را به خاطر گناهی که کرده سرزنش کند، نمی‌میرد تا خودش به آن گناه دچار گردد. می‌خواستم بدانم سند حدیث چگونه است؟

*********************************************************************

پاسخ:

 ازاین دست روایات بسیار است که بعضی از آن‌ها معتبر است. مانند حدیث ۲۷۵۴ کتاب شریف الکافی که در المحاسن و ثواب الأعمال نیز آمده است.

البته اگر کسی چنین معصیتی مرتکب شد و توبه کرد، إن شاء الله از بعضی عواقب آن در امان خواهد بود. البته فراموش نفرمایید که شرایط و اقدامات توبه در مسائل مختلف متفاوت است.

01

درباره شرف الشمس

سؤال:

شرف و شمس در سال ۹۷ چه روزی می باشد؟

باختلاف ۳۳درجه

*********************************************************************

پاسخ:

از منظر استاد ریاحی، شرف الشمس نه پشتوانه‌ای از آیات و روایات معتبر دارد و نه سایر علوم، لذا مؤسسه از پاسخ به سؤال شما معذور است.

در تعارض اخلاق با دین، کدام اولویت دارد؟


سؤال:

آیا حدیثی از پیامبر یا معصومین به این مضمون داریم که هر جا دین و اخلاق در تعارض باشند، اخلاق مهم‌تر از دین است؟

اگر چنین حدیثی داریم یا حتی حدیثی به این مضمون که اخلاق را مهمتر از دین بداند، لطف کنید نام گوینده حدیث و منبع ذکر حدیث را بگویید.

*********************************************************************

پاسخ:

تا آن‌جا که حقیر سراغ دارم، نه روایت معتبری در موضوع مورد سؤال هست و نه دلیلی از قرآن.

بارها در جلسات فقه استدلالی و به مناسبت‌های دیگر عرض کرده‌ام که با توجه به مجموعه آیات، روایات و عقل، اسلام بر سه رکن کلی استوار است و هر کدام از این سه رکن، خراب باشد، اسلام خراب می‌شود و نمی‌توان یکی را بر دیگری ترجیح داد یا اولویت برایش قائل شد.

۱. نیت: همان قصد و هدف است که در ضمیر فرد قرار دارد و در بسیاری از مواقع، غیر از الله عز و جل، کسی نمی‌تواند به واقع آن آگاه باشد، به گونه‌ای که گاهی خود فرد هم ممکن است در نیت خود اشتباه کند.

۲. اصول عقائد: همان اعتقادات درونی است که هر فردی دارد و معمولا در قالب هست و نیست‌های اعتقادی مطرح می‌شود.

۳. احکام عملیه: یا فروع فقهی که همان کارهایی است که انسان انجام می‌دهد و شامل باید و نباید‌ها در مراتب مختلف آن، در اعمال است.

این دسته اخیر را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد که این بخش‌بندی را حقیر نمی‌پسندم، اما متأسفانه رایج شده است.

بخش اول آن‌چه معمولا در عبادات و معاملات و سیاسات و غیر آن مطرح می‌شود و بخشی از آن در رساله‌های عملیه است و بخش دوم اخلاقیات که قسمت عمده‌ای از آن در همه اقسام بخش اول حضور دارد و قسمتی هم فقط مربوط به بخش خاصی می‌شود.

آن‌چه به نظر حقیر درست است این‌که اخلاقیات بخشی از احکام عملیه است و تفکیک آن کار درستی نیست، اما متأسفانه از مباحث فقه ما خارج شده و جای خالی آن کاملا محسوس است. مثلا وقتی ما احکام نکاح را بیان می‌کنیم، لازم است اخلاقیات هر قسمت را هم همان‌جا بررسی کنیم تا برداشت درستی از وظیفه خود در قبال الله تعالی داشته باشیم، در حالی که متأسفانه این‌گونه مطالب از برنامه فقه ما حذف شده و مثلا قرار است در جای دیگری بررسی شود و عملا کم‌تر به آن توجه می‌شود که نتیجه آن در بین جمعی از به ظاهر متشرعین هم دیده می‌شود.

خلاصه آن‌که اخلاق جزئی از دین است و تقدم و تأخری که شما مطرح فرمودید، در آن جایی ندارد.

البته بخشی از اخلاق فرا دینی است و بخشی درون دینی. فرا دینی یعنی حتی افرادی که دین و اعتقاد خاصی هم ندارند، آن را اخلاقی می‌دانند که بسیاری از اخلاقیات از همین دسته است و طبیعتا اسلام هم آن را تأیید می‌کند و جزئی از اسلام است و درون دینی یعنی این که عقل و فطرت درباره آن سکوت کرده و نه تأییدی بر آن دارند و نه تکذیبی و صرفا دین است که نسبت به آن موضع دارد و طبیعتا فقط معتقدان به آن دین، آن را اخلاقی می‌دانند.

خلاصه این‌که اخلاق جزئی از دین است و یکی از معیارهای سنجش دین، اخلاق است و تقدم و تأخر در این دو معنا ندارد.

زیارت کربلا و اربعین بدون ویزا

سؤال:

قانون هست که برای خروج از مرز ایران به مناسبت شرکت در پیاده روی اربعین حتما باید ویزا داشته باشیم

حال با توجه به اینکه بعضی ها به هیچ وجه قادر به تهیه ی ویزا نیستند (دلایلی مانند ۱فقر۲پسرانی که به علت نرفتن سربازی قادر به گرفتن ویزا نیستن )

در صورتی که امکان عبور بدون ویزا از مرز را پیدا کردند آیا مرتکب حرام الهی نمی شوند که بدون ویزا از مرز عبور کنند و در مراسم اربعین شرکت کنند؟*********************************************************************

پاسخ:

تخلف از قوانین رسمی کشود، به خصوص مورد سؤال شما که امکان عواقب خاص برای خود فرد و ممکت بر آن مفروض است، جایز نیست.

01

استمنا

سؤال:

حدیثی داریم به این مضمون (از امام باقر درباره مردی که با آلت تناسلی‌اش بازی می‌کند تا این‌که به حالت انزال می‌رسد پرسیده شد، فرمودند: هیچ اشکالی بر او وارد نیست و هیچ حد و مجازاتی بر او وارد نمی‌شود (تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص۶۴، ح۱۷)) که ظاهرا سند حدیث نیز صحیح است (ملاذ الاخیار، ج۱۶، ص۱۲۵). حالا سوال من از شما این است وقتی حدیثی بر حلال بودن استمنا از معصوم داریم چرا نباید این کار را انجام دهیم و فقهای شیعه چه دلیلی بر حرمت استمنا دارند؟

*********************************************************************

پاسخ:

حدیثی که شما به آن اشاره کرده‌اید را همان‌گونه که فرموده‌اید، مرحوم علامه مجلسی در ملاذ الأخیار که شرحی بر التهذیب است، صحیح می‌داند و به نظر حقیر نیز سند آن معتبر و انتساب این خبر به امام باقرj کاملا قابل قبول است، اما فراموش نکنیم که به صرف یک آیه یا یک حدیث نمی‌توان چیزی را حلال یا حرام دانست، بلکه لازم است در ابتدا مجموعه آیات مربوط به موضوع را مورد مداقه قرار گرفته و با توجه به اعتقاد ما در باب حدیث ثقلین، مجموعه روایات، البته روایات معتبر را هم به دقت بررسی کرد و با توجه به مجموعه آن‌ها و به کارگیری قواعد عقلی نتیجه‌گیری کرد.

موضوع مورد سؤال شما هم از این موضوع استثنا نیست و چنان‌چه بخواهم توضیح دهم رساله‌ای نسبتا مفصل خواهد شد که حقیر فعلا مجال آن را ندارم. فقط به همین مقدار بسنده می‌کنم که بعضی از فقهای ما استمنا را به حلال و حرام تقسیم می‌کنند.

01

تعریف بدعت

سؤال:

تعریف بدعت چیست و آیا این صحیح است دو نوع بدعت داریم، بدعت حسنه و بدعت سیئه؟

*********************************************************************

پاسخ:

توجه شما را چند نکته جلب می‌کنم.

۱- بدعت از ریشه بدع و در لغت به معنای چیزی است که تازه پیدا شده و سابقه‌ای نداشته است.

۲- بدعت در اصلاح عام به معنای رسم و آیین نو است.

۳- بدعت در اصطلاع شرعی، عقیده یا کاری است که آن را به دین منسوب کنند، اما مستند درستی به قرآن یا روایات معتبر نداشته باشد. با این حساب مهم نیست که این عقیده یا فعل در زمانه ما رسم شده باشد یا به قرن‌ها قبل باز گردد، بلکه آن‌چه اهمیت دارد، ریشه داشتن یا نداشتن آن در قرآن  روایات معتبر است.

۴- اگر بدعت را به دو معنای اول در نظر بگیریم، از منظر شرعی نه تنها دو نوع، بلکه چهار یا شاید پنج نوع باشد. بدعت حرام، بدعت مکروه، بدعت مباح، بدعت مستحب و شاید هم بدعت واجب.

۵- اما اگر منظور از بدعت، بدعت در دین باشد، یک نوع بیش‌تر نیست و آن حرام قطعی است.

۶- نکته آخر آن‌که با توجه به تعریف بدعت در دین، ممکن است کسی عقیده یا فعلی را بدعت بداند، در حالی که از منظر فردی دیگر، بدعت نباشد و این معمولا به جهت اختلاف در مبانی فهم از قرآن و احادیث یا تشخیص روایت معتبر از غیر معتبر است.

۷- کسی که شک دارد انتساب عقیده یا فعلی به دین معتبر هست یا خیر یا حتی ظن بر عدم صحت چیزی دارد، باید از آن کار پرهیز کند.

۸- کسی که با بدعت مواجه می‌شود، لازم است طبق ضوابط و احکام نهی از منکر عمل کند.

01

اهدای عضو

سؤال:

آیا اهدای عضو مجاز است؟ اگر فرد فوت شده، وصیت کرده باشد، چطور؟

*********************************************************************

پاسخ:

اگر مرگ متعارف رخ داده باشد، اهدای عضو با حفظ شرایطی که عرض خواهد شد، بلامانع، بلکه نیکو است.

زندگی نباتی جزء مرگ متعارف نیست، اما مرگ مغزی در حکم مرگ متعارف است.

منظور از حفظ شرایط، مواردی مانند حفظ حرمت جسد در این‌گونه اقدامات و نیز عدم اهدای عضو به افراد نامناسب برای شرع و جامعه است.

01